تبلیغات
عید رضوان - ماهیت فرقه ها

فونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا ساز

لطفا از تمام مطالب دیدن فرمایید.
ماکس وبر (۱۸۶۴ – ۱۹۲۰)، یکی از اولین محققان مطالعات فرقه‌ها.

          

زندگی کردن در کنار انسانهایی که فارغ از هر آرزو و لبخند و بیگانه با هر امید و آینده ای در زنجیرهای نامرئی فرقه‌ها گرفتار آمده‌اند، موضوعی نیست که بتوان به سادگی از کنار آن گذشت.

تعریف و مشخصات فرقه:

ساختارهای فرقه ای بنا بر ماهیت متکثری که دارند واجد تعاریفی متعدد می‌باشند که بر همین اساس بعضاً ارائه تعریفی واحد از آنها دشوار می‌باشد. اما در یک نگاه کلی فرقه برمعنایی همراه با مذمّت و تحقیر و بر فرآیندی متضمّن باورهای بدعت آمیز و منحرف از شیوه‌ها و آداب متعارف دلالت دارد.              
در واقع فرقه‌ها دارای پروسه و عملکردی می‌باشند که می‌توان از آن با عنوان روابط فرقه‌ای یاد کرد و آن روابطی است که یک فرد آگاهانه افراد دیگر را وادار میکند تا به طور کامل و تقریباً در خصوص همه تصمیمات مهم زندگی وابسته به او باشند. لذا فرقه ها حول موارد زیر تعریف میشوند:

١.نقش رهبر: رهبر خود انتصابی مادام العمر که نقش ویژه معنوی پیدا کرده و دائماً باید ستایش شود، رهبری که از انتقاد مبرا بوده و همه پیروانش را به لحاظ ذهنی و اعتقادی منحصراً به خودش وصل می کند. مانند بن لادن درالقاعده، رجوی در مجاهدین خلق، البغدادی در داعش و جیم جونز در فرقه خود ساخته‌اش در آمریکا.

ازمنظراندیشه فرقه‌ای، او به مثابه عقل کل قادر است که تمام مسائل بغرنج و پیچیدۀ دامنگیر نوع بشر را به اتکای نیروی کاریزماتیک خود حل و بشریت را به سر منزل حقیقت مطلق و رستگاری رهنمون گرداند.

٢. ساختار قدرت: ساختار تشکیلاتی قدرت در فرقه‌ها، هرمی توتالیتر با اعمال اوتوریته مطلق و یک طرفه از بالا به پائین است که رهبر با اختیارات نامحدود در راس هرم قرار می‌گیرد. در فرقه‌ها افراد به دو دسته خودی و غیر خودی تقسیم می‌شوند به طوریکه افراد غیر خودی کاملاً بیگانه، گمراه و فاقد ارزش می‌باشند و افراد عضو فرقه موظف به رعایت کامل عنصر سرپوشی یا حفظ اسرار از نامحرمان یا همان افراد بیگانه می‌باشند.

۳. مغزشویی: بقای یک ساختار فرقه‌ای متضمن بکارگیری متدهای مغزشویی بر روی تک‌تک پیروان جهت ایجاد تغییرات رفتاری و ایجاد افراطیگری در آنها، و ایجاد سرسپردگی مطلق نسبت به رهبر و کسب آمادگی برای انجام هر کاری است. بی شک فرایند مغزشویی در هر فرقه‌ای بنیانی‌ترین اصل در تداوم بقای آن و شامل طیف‌های گسترده‌ای از اقدامات می‌شود، (ادگار شاین) روانشناس آمریکایی این وضعیت را در  سه مرحله:

١: خارج کردن از انجماد: در این مرحله، برخوردها و انتخاب های گذشته فرد، یعنی تمامی حس و دیدگاهش نسبت به وجود و فلسفه توسط تعالیم، مشاوره های شخصی، پاداش، تنبیه، و سایر تبادلات درون گروهی نامتعادل میشوند. این عدم تعادل جهت تولید بحران هویت طراحی شده است. در حالیکه شما به گذشته و دنیا و رفتار و ارزشهای خود نگاه میکنید همزمان آنها را با سیستم جدید بمباران مینمایید. یعنی چنین برایتان جا می افتد که در گذشته اشتباه میکرده اید.

٢. ایجاد تغییرات: در طی این دومین مرحله ،. فرد حس میکنید که هیجان، عدم اطمینان، و تردید نسبت به خود را میتواند با قبول مفاد ارائه شده توسط رهبر گروه تخفیف دهد. علاوه بر این، فرد ناظر بر رفتار اعضای قدیمی تر می باشد، و شروع به تقلید از کارهای آنان میکند، وقتی فرد به زبان بیاورید که حقا ایدئولوژی را فهمیده و تغییر کرده است این فعل و انفعالات با هم عرض های خود، فرد را به این نتیجه گیری هدایت میکند که دارای اعتقاداتی متکی بر اعمال خودش می باشد.

٣. منجمد کردن مجدد: در این آخرین فاز، گروه در برابر رفتار مطلوب به فرد پاداش اجتماعی و روانی داده، و در قبال برخورد ها و رفتار غیر مطلوب بوسیله انتقادات تند، عدم تأیید توسط گروه، طرد اجتماعی، و از دست دادن موقعیت، او را تنبیه میکند. با تکمیل پروسه مغزشویی، اعضای فرقه باید به این باور برسند که زندگی قبل از ورود به گروه غلط بوده و زندگی فعلی آنها همان راه درستی است که باید طی کنند. راهی که تنها با توسل به رهبر فرهمند فرقه می توان آنرا طی کرد. مسیری که در آن هیچ ارزشی جز عشق به رهبری فرقه و صداقت با او و اطاعت محض از او وجود ندارد.




طبقه بندی: فرق و ادیان،
برچسب ها: فرقه، ماهیة، تعریف، ساختار قدرت، شستشوی مغز، نقش رهبر،

تاریخ : سه شنبه 3 مرداد 1396 | 12:11 ق.ظ | نویسنده : مهدی ناظمی | نظرات
لطفا از دیگر مطالب نیز دیدن فرمایید
.: Weblog Themes By SlideTheme :.


  • ندای معلم